آجیل وشیرینی

آجیل وشیرینی هم یكی دیگر از ملزومات شب چله است. آجیل آذربایجان كه به لحاظ كیفیت و تنوع، زبانزد خاص و عام است همواره حضور موثری در این مراسم دارد. تنقلات شب چله، به تخمه، پشمك، سنجد، برگه زردآلو، بادام و گردو ختم می‌شود. اما در برخی از مناطق وخانواده ها در سفره شب یلدای انواع آجیل‌های تشریفاتی! نظیر: پسته، فندق، مغز بادام و گردو و انواع میوه‌های گرمسیری نظیر، پرتقال، نارنگی، و حتی موز  و نارگیل را نیز می‌توان مشاهده كرد.

بعد از خوردن تنقلات و میوه بزرگان خانواده به نقل حکایات و داستان‌هایی از حماسه‌های ملی این سرزمین نظیر، اصلی و کرم، بایاتی خواندن و ضرب‌المثل پرداخته و تا پاسی از شب به صحبت و گفت و گو مشغول می‌شوند. زنان نیز معمولا تا پایان چله کوچک خانه تکانی نمی‌کنند.

شب یلدا وافسانه برادران چیلله

شب یلدا در آذربایجان به واسطه افسانه‌هایی که در مورد برادران چیلله وجود دارد و این شب که طولانی‌ترین شب سال است، مطلع چیلله‌ی بزرگ محسوب می‌شود.

در افسانه های کهن آذربایجان، دو چیلله وجود دارد که چیلله‌ی بزرگ همزمان با شب یلدا آغاز می‌شود و چهل روز طول می کشد. مطابق افسانه‌های کهن، پیرزنی کە در فولکلور آذربایجان "قاری ننه" (مادربزرگ پیر) خوانده می‌شود، دو پسر دارد که نام یکی "بؤیوک چیلله" یا چلله‌ی بزرگ است و پسر کوچکتر، نام "بالا چیلله" را بر خود دارد و عمرش بیست روز است. از ابتدای شب یلدا چیلله‌ی بزرگ آغاز می‌شود. در روزهای پایانی چیلله‌ی بزرگ، برادر کوچکتر که مغرور است، نزد برادر بزرگتر می‌آید و می‌گوید: در این مدت چه کرده‌ای؟

چیلله بزرگ می‌گوید: دستان زنان را در داخل کوزه های آب منجمد کردم.

 برادر کوچکتر می‌گوید: تو که کاری نکرده ای! ببین من چه می‌کنم! کاری می‌کنم که نوزادان در گهواره‌هایشان یخ بزنند.

برادر بزرگتر به طعنه به او می‌گوید: "عُمرون آزدی، دالین یازدی"! (عمرت کوتاه است و به دنبالت بهار می‌آید)

چیلله‌ی کوچک در طول فرمانروایی خود، سرما را در تمام سرزمین‌ها حکمفرما می‌کند و در یکی از همین روزها، در یکی کوههای قلمرو خود به دست برف اسیر می‌شود. خبر به قاری ننه می‌رسد و او برای آزادی فرزندش از زندان برف، به کوه رفته و با سیخی که روی آتش داغ و به نبرد برف رفته و در نهایت، برفها را آب می کند. چیلله‌ی کوچک بعد از آزادی متوجه می‌شود که در آن روز زمستان تمام شده و “بایرام آیی” یا همان اسفندماه آغاز شده است.

از همان روزی که قاری ننه روی آتش سیخ داغ کرده، به مدت یک ماه هر شب چهارشنبه آتشی روشن می‌شود که ارث قاری ننه می‌باشد و هر یک نامی دارد. این اسامی به ترتیب؛ "یالانچی چارشنبه" (چهارشنبه‌ی دروغگو)، "کوله چارشنبه" (چهارشنبه‌ی قدکوتاه)، "خبرچی چارشنبه" (چهارشنبه خبرآور) و آخرین چهارشنبه سال که همان چهارشنبه سوری معروف است، "دوغروچو چارشنبه" (چهارشنبه راستگو) نام دارد که اطمینان از آغاز بهار می‌دهد.

در زمان‌های قدیم، خانواده‌های آذربایجانی به رسم احترام، در این شب طولانی به ملاقات بزرگ خانواده می‌رفتند. بزرگ خانواده نیز با فراهم کردن "چیلله یئمک‌لری" (خوراکی‌های مخصوص چیلله)، آنها را داخل یک سینی مسی(مجمعی) می‌چید و روی کرسی قرار می‌داد. آتش زیر کرسی در ابتدای شب روشن می‌شد و اشخاص خانواده دور آن نشسته، شادی و سرور می‌کردند.

گرچه از آن شب نشینی و چله های آخر سال این روزها دیگر چیزی نمانده اما همچنان برخی از مراسم و سنت های شب یلدا در میاندوآب وجای جای آذربایجان همچنان پا برجاست و در این شب تمام خانواده ها در کنار بزرگترها جمع شده و شب بلند سال را به خوشی و شادی می گذرانند.

یلدا در ادبیات آذربایجان

شهریار؛ شاعر شیرین سخن آذربایجان شب‌نشینی‌های زمستان و نقل داستان‌ها و روایات را در منظومه پایدار «حیدربابایه سلام» چنین به تصویر منظوم کشیده است:

قــــاری‌ننه گئجـه نــاغیل دینـــده

کولک قالخوب قاپ باجانی دوینده

من قــاییدوب بیرده اوشــاق اولیدیم

بیر گول آچوب اوندان سورا سولیدیم

در میان عامه مردم نیز «بایاتی»ها و اشعار منظوم متنوعی رواج دارد که از جمله آنها می‌توان به این «بایاتی» اشاره کرد:

چیله چیخار بایراما بیر آی قالار

پینتی آرواد قوورمانی قـــورتارار

گئدر باخار گودول ده یارماسینا

باخ فلکین گردش و غوغاسینا

 

منبع اروم نیوز