17 ربیع‌الاول، ولادت بهترین خلایق

خجسته میلاد با سعادت رحمه اللعالمین؛ خاتم الانبیا حضرت محمد مصطفی(صل الله علیه وآله وسلم) و ششمین اختر تابناک ولایت حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) مبارک باد .


ولادت رسول اکرم

بیش از 1400 سال پیش در روز 17 ربیع‌الاول، کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود نام مبارکش محمد بن عبدالله و در تورات و برخی کتب آسمانی"احمد" نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد(ص) پیش از نامگذاریِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وی را «احمد» نامیده بود کنیه حضرت محمد (ص)ابوالقاسم و ابوابراهیم است و القاب حضرت محمد (ص) رسول اللّه، نبی اللّه، مصطفی، محمود، امین، امّی، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، کریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذکّر، یس، طه‏ و...

معجزات زمان تولد پیامبر اکرم (ص)

همزمان با تولد و کودکی هر پیامبری، معجزات و امور خارق‌العاده‌ای در جهان اتفاق می‌افتد که هدف از آن، آماده ساختن مردم برای پذیرش ادعای بعدی آن پیامبر است.

به عنوان مثال زمانی که حضرت موسی (ع) متولد شد خداوند متعال به مادرش وحی کرد که او را روی تخته‏‌ای بگذارد و به آب اندازد و او چنین کرد و خداوند، موسی (ع) را در حمایت فرعون که هزاران کودک را از ترس متولد شدن موسی (ع) کشته بود پرورش داد و این یک امر خارق العاده محسوب می‌شود.

یا مثلا حضرت عیسی (ع) بدون پدر متولد شد و در حالی که هنوز در گهواره بود با زبان فصیحی سخن گفت و از آینده خبر داد و این مساله معجزه ایشان در زمان نوزادی بود.

چون پیامبر گرامی اسلام (ص) بزرگترین پیامبر خداوند است که بر بشریت نازل شده و شریعت آن حضرت، کامل‌ترین شریعت الهی است، و از طرفی دیگر این شریعت کامل خداوندی تا قیامت زنده و پویا خواهد ماند و آخرین و کامل‌ترین عقاید، اخلاق و احکام را به همراه دارد لذا معجزات و ارهاصات زمان تولد پیامبر اکرم (ص) بیشتر و عجیب‌تر از ارهاصات دیگر انبیا بوده تا اینکه مردم را با این معجزات و امور خارق العاده آماده پذیرش امانت مهم الهی کنند.

مهمترین معجزات که قبل از تولد و همچنین هنگام تولد پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) اتفاق افتاد - مطابق چند روایت نقل شده از حضرت امیرالمومنین علی (ع) و امام صادق (ع) چنین است:

از امام صادق (ع) روایت شده است که ابلیس تا هفت آسمان بالا می‌رفت و مسائل غیبی را گوش می‌داد و اخبار آسمان‌ها را می‌شنید، وقتی حضرت عیسی( ع) متولد شد او را از سه آسمان منع کردند و (بعد از آن) تا چهار آسمان بالا می‌رفت و چون حضرت رسول اکرم (ص) متولد شد او را از همه آسمان‌ها منع کردند و شیاطین را با تیرهای شهاب از درهای آسمان‌ها راندند.

صبح روزی که حضرت محمد مصطفی (ص) متولّد شد، همه بت‌های عالم به رو بر زمین افتادند.

در آن روز ایوان کسری یعنی پادشاه عجم لرزید و 14 کنگره آن افتاد.

در آن روز دریاچه ساوه که سال‌ها آن را می‌پرستیدند فرو رفت و خشک شد.

وادی سماوه که سال‌ها کسی آب در آن ندیده بود آب در آن جاری شد.

آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش ‍ شد.

طاق کسری از میانش شکست و دو قطعه شد.

نوری در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گردید تا اینکه به مشرق رسید.

در آن صبح، تخت همه پادشاهان وقت، سرنگون شده بود.

در آن روز، همه پادشاهان وقت، لال شده بودند و نمی‌توانستند سخن بگویند.

در آن روز، علم کاهنان از بین رفت و سِحر ساحران باطل شد

حضرت آمنه (ع) مادر گرامی حضرت رسول (ص) گفت: والله که چون پسرم متولد شد، دستهایش را بر زمین گذاشت و سر به سوی آسمان بلند کرد و به اطراف نظر کرد پس از او نوری ساطع شد که همه چیز را روشن کرد و به سبب آن نور، قصرهای شام را دیدم و در میان آن روشنی، صدائی شنیدم که می‌گفت: بهترین مردم را به دنیا آوردی، پس او را «محمّد» نام کن.

در روایت وارد شده که شیطان در میان فرزندان خود فریاد زد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند: چه چیز تو را اینچنین پریشان کرده است؟ گفت: وای بر شما! از اوّل شب تا به حال احوال آسمان و زمین را متغیّر می‌یابم، حادثه عظیمی در زمین واقع شده است که از وقتی که عیسی (ع) به آسمان رفته، مثل آن واقع نشده است، بروید و بگردید و تفحّص کنید که چه امر غریب حادث شده است؛ پس متفرّق شدند و گردیدند و برگشتند و گفتند: چیزی نیافتیم. شیطان گفت که تحقیق این امر، کار من است. پس در دنیا جولان کرد تا به حرم (محدوده حرم در سرزمین وحی که بدون احرام نمی‌شود وارد آنجا شد) رسید، دید که ملائکه اطراف حرم را گرفته‌اند، چون خواست که داخل شود ملائکه بانگ بر او زدند پس برگشت و مانند گنجشکی کوچک شده و از جانب کوه حِرا داخل شد، جبرئیل گفت: برگرد ای ملعون! گفت: ای جبرئیل، سؤالی دارم، بگو امشب چه اتفاقی افتاده؟ جبرئیل گفت: محمّد (ص)، بهترین پیغمبران، امشب، متولّد شده است. پرسید که آیا مرا در او بهره‌ای هست؟ گفت: نه، پرسید که آیا در امّت او بهره دارم؟ گفت: بلی، ابلیس گفت: راضی شدم.

از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) روایت شده است که همه دنیا در آن شب روشن شد و هر سنگ و کلوخ و درختی خندید و هر آنچه در آسمان‌ها و زمین بود خدا را تسبیح گفت.

چه جمعه ها که نیامدی....

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوبار صبح، ظهر نه غروب شد نیامدی... . . 



الّلـهُمَّ صَـلِّ عَلـی مُحَمَّـد وَآلِ مُحَمَّـد وَعَجِّـل فَرَجَـهُـم


میاندوآب برای استان شدن از مهاباد ارجح است

نماینده مردم میاندوآب، تکاب و شاهین‌دژ در مجلس گفت: هرکسی حتی دو کلاس سواد هم داشته باشد می فهمد که میاندوآب از ظرفیت بیشتری برای استان شد دارد.

نماینده میاندواب&استان میاندوآب

حجت الاسلام روح الله بیگی در گفت و گو با خبرنگار اروم نیوز در خصوص اظهارات اخیر نماینده مردم مهاباد برای تشکیل کردستان شمالی گفت: هر نماینده در بیان نظرات شخصی خود آزاد است می تواند هر گونه اظهار نظری در خصوص مسائل کلان کشوری یا در خصوص حوزه انتخابیه خود بکند.
وی ادامه داد: اگر بنا باشد که در حوزه آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی استانی دیگر تشکیل شود، شهرستان میاندوآب از پتانسیل و قابلیت مناسب تری برخوردار است
به گفته وی، میاندوآب در چهار راه ارتباطی 4 استان واقع شده است و از لحاظ جمعیت شهرستانی از سایر شهرها بیشتر بوده و از لحاظ تعداد نخبگان، زیرساختی و جاده های ارتباطی قابلیت خاصی دارد.
وی تاکید کرد: از هر منظر و نگاهی میاندوآب قابلیت و ظرفیت استان شدن را دارد؛ از حیث کشاورزی، کردشگری، راه آهن و ... دانشگاه ها، این شهرستان استحقاق استان شدن را دارد.
حجت الاسلام بیگی افزود: هرکسی حتی دو کلاس سواد هم داشته باشد می فهمد که میاندوآب از ظرفیت بیشتری برای استان شد دارد.
وی با شاره به اینکه میاندوآب نفس تازه و گرم و پتانسیل قوی ای برای استان شدن دارد، افزود: میاندوآب زادگاه شهید باکری است، اگر قرار باشد که در جنوب استان استانی دیگر تشکیل شود انگشت همه به سوی میاندوآب خواهد بود.
نماینده مردم میاندوآب، تکاب و شاهین‌دژ در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: ان شا الله اظهارات آقای احمدی زمینه ایجاد تفرقه و اختلاف بین شیعه و شنی نشود.

منبع:اروم نیوز

آیا واقعا مشکلی وجود دارد؟!

مایکل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد.

در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند.

در ایستگاه بعدی، یک مرد با هیکل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد.

او در حالی که به مایکل زل زده بود گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» و رفت و نشست.

مایکل که تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود.

روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیکلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد…

این اتفاق که به کابوسی برای مایکل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد.

بعد از مدتی مایکل دیگر نمی تواست این موضوع را تحمل کند و باید با او برخورد می کرد.

اما چطوری از پس آن هیکل بر می آمد؟

بنابراین در چند کلاس بدنسازی، کاراته و جودو و … ثبت نام کرد.

در پایان تابستان، مایکل به اندازه کافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا کرده بود.

بنابراین روز بعدی که مرد هیکلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!»

مایکل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: «برای چی؟»

مرد هیکلی با چهره ای متعجب و ترسان گفت: «تام هیکل کارت استفاده رایگان داره.» !!!



پاورقی

“پیش از اتخاذ هر اقدام و تلاشی برای حل مسائل، ابتدا مطمئن شوید که آیا اصلاً مسئله ای وجود دارد یا خیر”

سرمای بی سابقه هم چنان در میاندوآب

میاندوآبیها شب گذشته با 19 درجه زیر صفر یکی از سردترین شب های سالجاری را در اوایل نخستین ماه از فصل زمستان تجربه کردند

رییس اداره هواشناسی مهاباد روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: این شدت سرما به خاطر استقرار یک هفته ای سامانه پرفشار سرد و خشک سیبری در منطقه ایجاد شده که در برخی روزها باعث بارش کریستال های برفی و یخی و کاهش شدید دما شده است.

اسماعیل خوشخو اضافه کرد: در شبانه روز گذشته شهرستان میاندوآب با 19درجه زیر صفر و سردشت با 9 درجه سانتیگراد زیر صفر به ترتیب سردترین و گرمترین شهرهای جنوب استان آذربایجان غربی بودند.

به گفته وی این شرایط جوی تا چند روز دیگر نیز در منطقه ما حاکم است که سرمای هوا و پدیده مه صبحگاهی را همچنان با خود به همراه دارد.

وی اظهار کرد: در سال زراعی جاری بیش از 145 میلیمتر بارندگی در این شهرستان به ثبت رسیده که این میزان نسبت به سال گذشته 50 میلیمتر کمتر و نسبت به میانگین سالیانه نیز 35 میلیمتر بیشتر است.

منبع :ایرنا

چقدر به هم بدهکاریم؟!

ایستاده‌ام توی صف ساندویچی که ناهار امروزم را سرپایی و در اسرع وقت بخورم و برگردم شرکت.

از مواقعی که خوردن، فقط برای سیر شدن است و قرار نیست از آن چیزی که می‌جوی و می‌بلعی لذت ببری، بیزارم.

به اعتقاد من حتی وقتی درب باک ماشین را باز می‌کنی تا معده‌اش را از بنزین پر کنی، ماشین چنان لذتی می‌برد و چنان کیفی می‌کند که اگر می‌توانست چیزی بگوید، حداقلش یک “آخیش!” یا “به به!” بود. !

حالا من ایستاده‌ام توی صف ساندویچی،‌ فقط برای این که خودم را سیر کنم و بدون آخیش و به به برگردم سر کارم.

نوبتم که می‌شود فروشنده با لبخندی که صورتش را دوست داشتنی کرده سفارش غذا را می‌گیرد و بدون آن که قبضی دستم بدهد می‌رود سراغ نفر بعدی.

می‌ایستم کنار، زیر سایهء یک درخت و به جمعیتی که جلوی این اغذیه فروشی کوچک جمع شده‌اند نگاه می‌کنم، که آیا اینها هم مثل من فقط برای سیر شدن آمده‌اند یا واقعا از خوردن یک ساندویچ معمولی لذت می‌برند?!!

آقای فروشندهء خندان صدایم می‌کنم و غذایم را می‌دهد، بدون آن که حرفی از پول بزند.

با عجله غذا را، سرپا و زیر همان درخت، می‌خورم.

انگار که قرار است برگردم شرکت و شاتل هوا کنم، انگار که اگر چند دقیقه دیر برسم کل پروژه‌های این مملکت از خواب بیدار و بعدش به اغما می‌روند.

می‌روم روبروی آقای فروشندهء خندان که در آن شلوغی فهرست غذا به همراه اضافاتی که خورده‌ام را به خاطر سپرده است. می‌شود ٧٢٠٠ تومان.  یک ١٠ هزار تومانی می‌دهم و منتظر باقی پولم می‌شوم.

٣٠٠٠ هزار تومان بر می‌گرداند.!

می‌گویم ٢٠٠ تومانی ندارم.

می‌گوید اندازهء ٢٠٠ تومان لبخند بزن!

خنده‌ام می‌گیرد.

خنده‌اش می‌گیرد و می‌گوید: “این که بیشتر شد… حالا من ١٠٠ به شما بدهکارم!”

تشکر و خداحافظی می‌کنم و موقع رفتن با او دست می‌دهم.

انگار هنوز هم از این آدم‌ها پیدا می‌شوند، آدم‌هایی که هنوز معتقدند لبخند زدن زیبا و لبخند گرفتن ارزشمند است.

لبخند زنان دستانم را می‌کنم توی جیبم و آهسته به سمت شرکت بر می‌گردم و توی راه بازگشت آرام زیر لب می‌گویم:

“آخیش! به به!”


پاورقی

حالا حساب کنید چقدر به هم بدهکاریم؟!!

گریه شیطان

 

گریه شیطان در روز عاشورا برای امام حسین !


پدر آیت الله سید محمدتقی مدرسی نقل می کند: عصر عاشورای سال ۶۱ هجری ، شیطانک ها دیدند که ابلیس سرکرده ی آنان ، به سر و صورت می زند و می گرید گفتند: امروز که تو باید خوشحال باشی از چه رو پریشانی و گریان؟گفت: اشتباه بزرگی کردم که این جماعت را واداشتم که حسین را بکشند گفتند:چطور؟ مگر تو نمی خواستی این جمع به ظاهر مسلمان ، راهی جهنم شوند؟ و مگر نشدند؟گفت:چرا چنین شد ولی از این نکته غفلت کرده بودم که با این کار ، باب رحمت الهی به روی مردم باز می شود هرکس به نحوی خود را در دستگاه امام حسین (علیه السلام) جای می دهد و از شفاعت او بهره مند می گردد.

منبع:داستانهای روح فزا ص ۱۲۷