تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا (س)

دخترک رو به من کرد و

گفت: آقا واقعا ؟!

گفتم:ببخشید چی واقعا

؟!گفت:

واقعا شما بچه مثبت ها از دخترای چادر به سر بیشتر از ما خوشتون
میاد

!

گفتم:

بله گفت: اگه آره ، پس چرا پسرایی که از ما

ها خوششون میاد از کنار ما که میگذرند ، محو ما میشن ، ولی همین خود
تو و امثال تو از چند

متری یه دختر چادری که رد میشید

فقط سر پایین

میندازید و رد میشید!

گفتم: آره راست

میگی، سر پایین انداختن کمه !گفت:کمه ؟ ببخشید متوجه نمیشم

؟

گفتم: برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا (س)

باید زانو زد

http://sangariha.com/i/attachments/1/1352233520803156_large.jpg


ب  سلامتی...

هستن دخترایی که نگران پاک شدن آرایششون نیستن چون آرایش ندارن و صورتشون بی آرایش زیباست

با روسرشون گنبد امام زاده درست نمیکنن


دخترایی که وقتی یه پسر  پولدار میبینن دلشون نمی لرزه .....چون دلشون دله نه ژله....


هستن دخترایی که با دیدن ماشین پسرا کف نمیکنن ....چون اینا دخترن نه دلستر....


عشق براشون مقدسه ...اگه بهش دچار بشن همه کار برای عشقشون انجام میدن.....


ب سلامتی همشون...

بـچـه که بـودیـم …

 

بـچـه که بـودیـم …

 


 

کوچیک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم؛ حالا که بزرگیم با چه دلهای کوچیکی کاش دلامون به بزرگی بچگی بود

کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلب ها در چهره بود

حالا اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمه و ما به همین سکوت دل خوش کرده ایم اما یک سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
سکوتی رو که یک نفر بفهمه بهتر از هزار فریادیست که هیچ کس نفهمه
سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد داره

دنیا رو ببین !
بچه بودیم بارون همیشه از آسمون می اومد؛
حالا بارون از چشمامون میاد!

بچه بودیم همه چشم های خیسمون رو می دیدند؛
بزرگ شدیم هیچ کس نمی بینه

بچه بودیم توی جمع گریه می کردیم؛
بزرگ شدیم توی خلوت

بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست؛
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه

بچه بودیم آرزومون بزرگ شدن بود؛
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم

بچه بودیم همه رو به اندازه ۱۰ تا دوست داشتیم؛
بزرگ که شدیم بعضی ها رو اصلا دوست نداریم، بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نهایت.

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم، همه یکسان بودند؛
بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه.

کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم.
بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می کردیم یک ساعت بعد یادمون می رفت؛
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سال ها یادمون میمونه و آشتی نمی کنیم

بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم؛
بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخ هم سرگرممون نمی کنه

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن یک چیز کوچیک بود؛
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزهاست

بچه بودیم درد دلها رو به ناله ای می گفتیم همه می فهمیدند؛
بزرگ شدیم درد دل رو به صد زبان می گیم… هیچ کس نمی فهمه

بچه که بودیم تو بازی هامون همه اش ادای بزرگترها رو در می آوردیم؛
بزرگ که شدیم همه اش تو خیالمون بر می گردیم به بچگی

بچه که بودیم بچه بودیم؛

بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچهه هم نیستیم !
ای کاش بزرگیمون هم با همون صفت های خوب و پاک بچگی ادامه می یافت …

. .  .  


 

یـہ ﺑﭽﻪ ﺩﯾﺪﻡ ،

ﮐـہ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﯾـہﻣـے ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣــے ﮔﻔﺖ

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﺎ ﻣـن ﺑﺎﺯے ﻧﻤـے ﮐﻨـہ …

ﺗو ﺩﻟﻢ ﮔﻔﺘﻢ ،

ﺗﻮ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮ ،

ببین ﭼـہ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯾـے ﮐـہ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻧﻤـے ﮐﻨـن …

انسانم آرزوست....

«خداوندا تو را سپاس که بنابر مشیت و عطای تو،انسان

موجودی شد با شعور، متفکر، با فرهنگ ژرف بین، عاقبت نگر، آینده بین،
آینده ساز،

آفریننده، خلاق، مخترع، مکتشف، محقق، عالم، ارزشجو، جهان بین، خیر،
آزاد،

آرمانخواه، متعالی، متکامل، با ایمان، متعهد و مسئول، فرزند گذشته،
معمار و سازنده

کاخ سرنوشت و سعادت حال و آینده خود و جامعه خویش…»

ادامه نوشته