free counters

۩۞۩    خـــوش آمدیــد    ۩۞۩                                       ۩۞۩   خـــوش گلمیسیـــز     ۩۞۩

۩۞۩ میانــدوآب ۩۞۩

۩۞۩ میانــدوآب ۩۞۩
۩۞۩ بیـــزیم میاندوآب ۩۞۩
نويسندگان
لینک دوستان
لینک های ویژه
.

به عکس پسرش نگاهی کرد و گفت:

پیر نشدی ،

ولی منو پیر کردی...

شهید-میاندوآب-باکری


 

پ ن :

شادی روح همه شهدا:

سفره صلوات

 

۩ یکشنبه ۲۳ فروردین۱۳۹۴ ۩ ✖ 23:18✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩
 

http://s6.picofile.com/file/8179185376/%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A2%D9%84%D9%88.jpg

 

روزهای رفته ی سال گذشته را ورق میزنم .......
چه خاطراتی که
زنده نمیشوند.......
چه روزهاکه دلم میخواست تا ابد تمام نشوند
وچه روزهاکه هر ثانیه اش یک سال زمان میبرد.......
چه فکرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود.......
چه لبخندهاکه بی اختیار برلبانم نقش بست و چه اشک هاکه بی اراده از چشمانم سرازیر شد......
چه آدم هاکه دلم راگرم کردند و چه آدم ها که دلم را شکستند......
چه چیزهاکه فکرش را هم نمیکردم وشد و چه چیزهاکه فکرم را پرکردو نشد.......
چه آدم هاکه شناختم و چه آدم هاکه فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان.......
و چه.......

و سهم یک سال دیگر هم یادش بخیر میشود.......


کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خدا......


آرامشی که هیچگاه تمام نشود......❤


پ ن:

1)اولین شکوفه های حیاطمون تقدیم توو

2)کاش که هر لحظه بهاری باشید

هر روز پر از امیدواری باشید

هر ۳۶۵ روز امسال

سرگرم شمردن هزاری باشید! :-)

 

 

۩ پنجشنبه ۶ فروردین۱۳۹۴ ۩ ✖ 16:54✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩
دل تکونی  نوروز1393 مبارک باد
دلتو بتکون
از حرفا
بُغضا
آدما
دلتو بتکون از هرچی که تو این یک سال …
یادش دلتو به درد آورد
از خاطره هایی که گریه هاش بیشتر از خنده هاش بود
از نفهمیدنِ اونایی که همیشه فهمیدیشون
دلتو بتکون از کوتاهی های خودت
اگه با یه
ببخشید! من هم مقصر بودم” یکی رو آروم می کنی
آرومش کن
دلتو بتکون.. یه نفسِ عمیق بکش
سلام بده به بهار
به اتفاقای خوب…


پ . ن :

عـیدتـان مـبـارکــــ.....

به همین سادگی :)

۩ جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ ۩ ✖ 23:17✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩
۩ یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ ۩ ✖ 22:40✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩
روی هر بندش ۱ دقیقه فکر کن

 

http://s4.picofile.com/file/8175160718/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C.jpg
۱-می دونی چرا شیشه ی جلوی ماشین انقدر بزرگه ولی آینه عقب انقدر کوچیکه؟ چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده.


۲-دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه


۳-تمام چیزها در زندگی موقتی هستند. اگر خوب پیش می ره ازش لذت ببر، برای همیشه دوام نخواهند داشت. اگر بد پیش می ره نگران نباش، برای همیشه دوام نخواهند داشت


۴-دوستهای قدیمی طلا هستند! دوستان جدید الماس. اگر یک الماس به دست آوردی طلا را فراموش نکن چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری.


۵-اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این اخر خطه ، خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم ، این فقط یک پیچه نه پایان


۶-وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری. وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره…!!!


۷-هیچوقت باکسی که دوسش داری طولانی قهر نکن چون بی تو زندگی کردن رو یاد میگیره!!

۩ پنجشنبه ۱۴ اسفند۱۳۹۳ ۩ ✖ 23:41✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩
دلم برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز برای پاک کن های جوهری و تراش های فلزی برای گونیا و نقاله و پرگارو جامدادی دلم برای تخته پاک کن و گچ های رنگی کنار تخته برای اولین زنگ مدرسه برای واکسن اول دبستان برای سر صف ایستادن ها برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد دلم برای ضربدر و ستاره ...

دلم برای ترس از سوال معلم کارت صد آفرین بیست داخل دفتر با خودکار قرمز و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن کتاب و دفتر دلم برای لیوان های آبی که فلوت داشت...

دلم برای زنگ تفریح برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها برای لی لی کردن دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم برای اردو رفتن برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن دلم برای روزنامه دیواری درست کردن برای تزئین کلاس برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود برای خنده های معلم و عصبانیتش برای کارنامه…. نمره انضباط برای مهرقبول خرداد دلم برای خودم دلم برای دغدغه و آرزو هایم دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگ شده


 

نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند کودکی ام را جا گذاشتم کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟

http://s4.picofile.com/file/8171204926/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3_%D8%AF%D9%87%D9%87_%D8%B4%D8%B5%D8%AA%DB%8C.jpg

 

 

۩ یکشنبه ۲۶ بهمن۱۳۹۳ ۩ ✖ 23:29✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩
کل زندگیمان را خاطرات برداشته و دل دور انداختن هیچ کدام شان را نداریم ،
داریم له می شویم زیر آوار این همه خاطره …
http://s4.picofile.com/file/8167416468/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87_%D8%B2%D9%86.jpg
کاش می شد خاطره ها را مثل پنبه زد،
کاش اصلا یک آدم هایی بودند مثل همین پنبه زن ها که با کمانشان می آمدند
توی کوچه پس کوچه ها… سر ِظهرِ خلوت شهر….
و دست شان را می گذاشتند کنار دهان شان و داد می زدند:
 
آآآآآآآآآی خاطره می زنیم .

بعد تو صدایشان می کردی، می آمدند توی حیاط، لب حوضی ، باغچه ای ، جایی می نشستند و تو بغل بغل خاطره می ریختی جلوی شان،
خاطره ی مرگ عزیزهایت….تنهایی هایت،… گریه هایت، …غصه خوردن هایت،خاطره ی رفتن دوست و آشنایت
همه را می ریختی جلوی خاطره زن
و او هی می زد، هی می زد، آن قدر که خاطره ها را تیکه تیکه می کرد، تیکه تیکه.
آن قدر که پودر می شدند، ریز می شدند تو هوا، مثل غبار که باد بیاید برشان دارد و با خود ببرد به هر کجا که می خواهد…
بعد تو یک لیوان چای خوش رنگ تازه دم ،لیمو ترش کنار،
می آوردی برای خاطره زن و می گفتی :
نوش جان سبک شدم راحتم کردی از دست این همه خاطره…
و از خاطرات خوش برای شبهای سردمان رواندازی گرم میدوخت پر از امنیت...


زندگیتون پر از خاطرات خوش و گرم

۩ شنبه ۱۱ بهمن۱۳۹۳ ۩ ✖ 0:1✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/28741/C/13931102_0128741.jpg


 

 

        بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

 

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/28777/smpf.jpg


به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند. سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.


سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱   

http://s5.picofile.com/file/8166262876/letter4u_.jpg


لینکهای مرتبط :

پایگاه اطلاع رسانی  حضرت آیت الله سید علی خامنه ای

متن  کامل نامه به زبانهای مختلف

Message of Ayatollah Seyyed Ali Khamenei
To the Youth in Europe and North America

جنبش letter4u،blog.ir


برچسب‌ها: letter4u
۩ یکشنبه ۵ بهمن۱۳۹۳ ۩ ✖ 23:8✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩

یارب!http://sososite.org/wp-content/uploads/2015/01/756890--257x300.jpg

هنگامی که ثروتم دادی، خوشبختی ام رانگیر.

هنگامی که توانایی ام دادی، عقلم را نگیر.

هنگامی که مقامم دادی،تواضعم رانگیر.

انگاه که تواضعم دادی ،عزتم رانگیر.

وقتی قدرتم دادی ،عفوم رانگیر .

هنگامی تندرستی ام دادی، ایمانم رانگیر .

 

 

و آنگاه که فراموشت کردم ، فراموشم مکن،


 

آمین یا رب العالمین

 

۩ شنبه ۴ بهمن۱۳۹۳ ۩ ✖ 0:10✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩
خجسته میلاد با سعادت رحمه اللعالمین؛ خاتم الانبیا حضرت محمد مصطفی(صل الله علیه وآله وسلم) و ششمین اختر تابناک ولایت حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) مبارک باد .

 

 

ولادت رسول اکرم

بیش از 1400 سال پیش در روز 17 ربیع‌الاول، کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود نام مبارکش محمد بن عبدالله و در تورات و برخی کتب آسمانی"احمد" نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد(ص) پیش از نامگذاریِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وی را «احمد» نامیده بود کنیه حضرت محمد (ص)ابوالقاسم و ابوابراهیم است و القاب حضرت محمد (ص) رسول اللّه، نبی اللّه، مصطفی، محمود، امین، امّی، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، کریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذکّر، یس، طه‏ و...

معجزات زمان تولد پیامبر اکرم (ص)

 

همزمان با تولد و کودکی هر پیامبری، معجزات و امور خارق‌العاده‌ای در جهان اتفاق می‌افتد که هدف از آن، آماده ساختن مردم برای پذیرش ادعای بعدی آن پیامبر است.

 

به عنوان مثال زمانی که حضرت موسی (ع) متولد شد خداوند متعال به مادرش وحی کرد که او را روی تخته‏‌ای بگذارد و به آب اندازد و او چنین کرد و خداوند، موسی (ع) را در حمایت فرعون که هزاران کودک را از ترس متولد شدن موسی (ع) کشته بود پرورش داد و این یک امر خارق العاده محسوب می‌شود.

 

یا مثلا حضرت عیسی (ع) بدون پدر متولد شد و در حالی که هنوز در گهواره بود با زبان فصیحی سخن گفت و از آینده خبر داد و این مساله معجزه ایشان در زمان نوزادی بود.

 

 

چون پیامبر گرامی اسلام (ص) بزرگترین پیامبر خداوند است که بر بشریت نازل شده و شریعت آن حضرت، کامل‌ترین شریعت الهی است، و از طرفی دیگر این شریعت کامل خداوندی تا قیامت زنده و پویا خواهد ماند و آخرین و کامل‌ترین عقاید، اخلاق و احکام را به همراه دارد لذا معجزات و ارهاصات زمان تولد پیامبر اکرم (ص) بیشتر و عجیب‌تر از ارهاصات دیگر انبیا بوده تا اینکه مردم را با این معجزات و امور خارق العاده آماده پذیرش امانت مهم الهی کنند.

 

 

مهمترین معجزات که قبل از تولد و همچنین هنگام تولد پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) اتفاق افتاد - مطابق چند روایت نقل شده از حضرت امیرالمومنین علی (ع) و امام صادق (ع) چنین است:

 

از امام صادق (ع) روایت شده است که ابلیس تا هفت آسمان بالا می‌رفت و مسائل غیبی را گوش می‌داد و اخبار آسمان‌ها را می‌شنید، وقتی حضرت عیسی( ع) متولد شد او را از سه آسمان منع کردند و (بعد از آن) تا چهار آسمان بالا می‌رفت و چون حضرت رسول اکرم (ص) متولد شد او را از همه آسمان‌ها منع کردند و شیاطین را با تیرهای شهاب از درهای آسمان‌ها راندند.

 

صبح روزی که حضرت محمد مصطفی (ص) متولّد شد، همه بت‌های عالم به رو بر زمین افتادند.

 

در آن روز ایوان کسری یعنی پادشاه عجم لرزید و 14 کنگره آن افتاد.

در آن روز دریاچه ساوه که سال‌ها آن را می‌پرستیدند فرو رفت و خشک شد.

وادی سماوه که سال‌ها کسی آب در آن ندیده بود آب در آن جاری شد.

آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش ‍ شد.

 

طاق کسری از میانش شکست و دو قطعه شد.

نوری در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گردید تا اینکه به مشرق رسید.

 

در آن صبح، تخت همه پادشاهان وقت، سرنگون شده بود.

در آن روز، همه پادشاهان وقت، لال شده بودند و نمی‌توانستند سخن بگویند.

 

در آن روز، علم کاهنان از بین رفت و سِحر ساحران باطل شد

 

حضرت آمنه (ع) مادر گرامی حضرت رسول (ص) گفت: والله که چون پسرم متولد شد، دستهایش را بر زمین گذاشت و سر به سوی آسمان بلند کرد و به اطراف نظر کرد پس از او نوری ساطع شد که همه چیز را روشن کرد و به سبب آن نور، قصرهای شام را دیدم و در میان آن روشنی، صدائی شنیدم که می‌گفت: بهترین مردم را به دنیا آوردی، پس او را «محمّد» نام کن.

 

در روایت وارد شده که شیطان در میان فرزندان خود فریاد زد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند: چه چیز تو را اینچنین پریشان کرده است؟ گفت: وای بر شما! از اوّل شب تا به حال احوال آسمان و زمین را متغیّر می‌یابم، حادثه عظیمی در زمین واقع شده است که از وقتی که عیسی (ع) به آسمان رفته، مثل آن واقع نشده است، بروید و بگردید و تفحّص کنید که چه امر غریب حادث شده است؛ پس متفرّق شدند و گردیدند و برگشتند و گفتند: چیزی نیافتیم. شیطان گفت که تحقیق این امر، کار من است. پس در دنیا جولان کرد تا به حرم (محدوده حرم در سرزمین وحی که بدون احرام نمی‌شود وارد آنجا شد) رسید، دید که ملائکه اطراف حرم را گرفته‌اند، چون خواست که داخل شود ملائکه بانگ بر او زدند پس برگشت و مانند گنجشکی کوچک شده و از جانب کوه حِرا داخل شد، جبرئیل گفت: برگرد ای ملعون! گفت: ای جبرئیل، سؤالی دارم، بگو امشب چه اتفاقی افتاده؟ جبرئیل گفت: محمّد (ص)، بهترین پیغمبران، امشب، متولّد شده است. پرسید که آیا مرا در او بهره‌ای هست؟ گفت: نه، پرسید که آیا در امّت او بهره دارم؟ گفت: بلی، ابلیس گفت: راضی شدم.

 

از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) روایت شده است که همه دنیا در آن شب روشن شد و هر سنگ و کلوخ و درختی خندید و هر آنچه در آسمان‌ها و زمین بود خدا را تسبیح گفت.

۩ چهارشنبه ۱۷ دی۱۳۹۳ ۩ ✖ 21:36✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩

يك شب كه من و همسرم توي رختواب مشغول ناز و نوازش بوديم

در حالي كه احتمال وقوع هر حادثه ای  هر لحظه بيشتر و بيشتر ميشد

يك دفعه

خانم برگشت و به من گفت: "من حوصله اش رو ندارم فقط میخوام كه بغلم كني."

بهش گفتم آخه چراااا؟

و خانم اون جوابي رو بهم داد كه هر مردي رو به در و ديوار ميکوبونه.

گفت تو اصلاً به احساسات من به عنوان يك زن توجه نداري و

فقط به فكر رابطه ي فيزيكي ما هستي !

و بعد در پاسخ به چشم هاي من كه از حدقه داشت در می اومد

اضافه  كرد:

تو چرا نمیتوني من رو بخاطر خودم دوست داشته باشي نه براي

چيزي كه توي رختواب بين من و تو اتفاق می افته؟

خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب ديگه هيچ حادثه اي رخ

نمی ده.

براي همين من هم با افسردگي خوابيدم و فقط غصه خوردم که چرا در مورد من این

فکر رو میکنه..

فرداي اون شب ترجيح دادم كه مرخصي بگيرم و يك كمي وقتم باهاش بگذرونم. با هم رفتيم بيرون و توي يك رستوران شيك ناهار رو خورديم.

بعدش رفتيم   توي يك بوتيك بزرگ و مشغول خريد شديم

خانم چندين دست لباس گرون قيمت رو امتحان كرد و چون

نمی تونست تصميم بگيره من بهش گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش براي اينكه ست

تكميل بشه توي قسمت كفش ها براي هر دست لباس يك جفت هم كفش انتخاب كرديم.

در نهايت

هم توي قسمت جواهرات يك جفت گوشواره اي الماس.

حضورتون عرض كنم كه خانمم  از خوشحالي داشت ذوق مرگ

میشد.

حتي فكر كنم سعي كرد من رو امتحان كنه. چون ازم خواست براش يك مچبند تنيس بخرم، با وجود اينكه حتي يك بار هم راكت تنيس رو دستش نگرفته بود."

وقتي در جواب درخواستش گفتم:

"برشدار عزيزم

. نمی تونست باور كنه

خانمم در اوج لذت از تمام اين خريدها دست آخر برگشت و بهم گفت:

"عزيزم فكر كنم همين ها کافیه. بيا بريم حساب كنيم."

در همين لحظه بود كه من بهش گفتم: "نه عزيزم من حالش رو

ندارم."

با چشماي بيرون زده و فك افتاده

گفت:"چي؟"

بهش گفتم عزيزم من میخوام كه تو فقط كمي اين چيزا رو بغل كنی

تو به وضعيت اقتصاديه من به عنوان يك مرد هيچ توجهي نداري و فقط برات همین مهمه که من چیزی برات بخرم.

و موقعي كه توي چشماش میخوندم كه همين الاناست كه بياد و بكشه اضافه كردم: "چرا نمیتوني من رو بخاطر خودم دوست داشته باشي  نه بخاطر چيزايي كه برات میخرم؟"

خوب امشب هم توي اتاق خواب هيچ اتفاقي نمی افته...

 ولی

فقط دلم خنك شده كه فهميده

 هرچي عوض داره گله نداره

 

 


برچسب‌ها: طنز
۩ شنبه ۶ دی۱۳۹۳ ۩ ✖ 22:33✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩
حکایت می کنند که دو نفر بر سر قطعه ای زمین نزاع می کردند
و هر یک می گفت: این زمین از آن من است.
نزد حضرت عیسی علیه السلام رفتند.حضرت عیسی علیه السلام گفت: اما زمین چیز دیگری می گوید!گفتند : چه می گوید ؟



گفت: می گوید
هر دو از آن منند !

۩ سه شنبه ۲۵ آذر۱۳۹۳ ۩ ✖ 18:34✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩

حجت الاسلام والمسلمين قدس از شاگردان آيت الله بهجت نقل مي‌كند، روزي آقاي بهجت در رابطه با بزرگواري و اغماض ائمه اطهار صلوات الله عليهم فرمودند :

در نزديكي نجف اشرف، در محل تلاقي دو رودخانه فرات و دجله آباديي است به نام «مصيب»، كه مردي شيعه براي زيارت مولاي متقيان امير المؤمنين عليه السلام از آنجا عبور مي‌كرد و مردي كه در سر راه مرد شيعه خانه داشت همواره هنگام رفت و آمد او چون مي‌دانست وي به زيارت حضرت علي عليه السلام مي‌رود او را مسخره مي‌كرد. حتي يك بار به ساحت مقدس آقا جسارت كرد، و مرد شيعه خيلي ناراحت شد. چون خدمت آقا السلام علیک یا ابا عبدالله حسینمشرف شد خيلي بي تابي كرد و ناله زد كه: تو مي‌داني اين مخالف چه مي‌كند. آن شب آقا را در خواب ديد و شكايت كرد آقا فرمود: او بر ما حقي دارد كه هر چه بكند در دنيا نمي‌توانيم او را كيفر دهيم. شيعه مي‌گويد عرض كردم: آري، لابد به خاطر آن جسارتهايي كه او مي‌كند بر شما حق پيدا كرده است؟ ! حضرت فرمودند: بله او روزي در محل تلاقي آب فرات و دجله نشسته بود و به فرات نگاه مي‌كرد، ناگهان جريان كربلا و منع آب از حضرت سيد الشهدا عليه السلام به خاطرش افتاد و پيش خود گفت: عمر بن سعد كار خوبي نكرد كه اينها را تشنه كشت، خوب بود به آنها آب مي‌داد بعد همه را مي‌كشت، و ناراحت شد و يك قطره اشك از چشم او ريخت، از اين جهت بر ما حقي پيدا كرد كه نمي‌توانيم او را جزا بدهيم.

آن مرد شيعه مي‌گويد: از خواب بيدار شدم، به محل برگشتم، سر راه آن سني با من برخورد كرد و با تمسخر گفت: آقا را ديدي و از طرف ما پيام رساندي؟ ! مرد شيعه گفت: آري پيام رساندم و پيامي دارم. او خنديد و گفت: بگو چيست؟ مرد شيعه جريان را تا آخر تعريف كرد. وقتي رسيد به فرمايش امام عليه السلام كه وي به آب نگاهي كرد و به ياد كربلا افتاد و…، مرد سني تا شنيد سر به زير افكند و كمي به فكر فرو رفت و گفت: خدايا، در آن زمان هيچ كس در آنجا نبود و من اين را به كسي نگفته بودم، آقا از كجا فهميد. بلافاصله گفت: أشهد أن لا إله إلا الله، و أن محمداً رسول الله، و أن علياً أميرالمؤمنين وليّ الله و وصيّ رسول الله و شيعه شد

السلام علیک یا ابا عبدالله حسین


برچسب‌ها: ashura, muharram
۩ شنبه ۲۲ آذر۱۳۹۳ ۩ ✖ 11:7✖ ۩۞۩ وحیـــد ۩۞۩
درباره وبلاگ

به وبلاگ مياندوآب: زادگاه شهيدان باکري خوش آمديد
-------------------------------------
اين شهرستان در حد فاصل بين شهرهاي بوكان، ملكان، مهاباد و شاهيندژ واقع شده است و در واقع پل ارتباطي براي استانهاي آذربايجان‌غربي، آذربايجان‌شرقي و كردستان محسوب مي‌گردد. مساحت شهرستان مياندوآب 2694 كيلومتر مربع است و در طول جغرافيايي 46درجه و 6 دقيقه‌ي شرقي از نصف‌النهار گرينويچ و در عرض 36 درجه و 58 دقيقه‌ي شمالي از خط استوا در وسط جلگه‌هاي منتهي به درياچه‌ي اروميه با ارتفاع 1314 متر از سطح دريا قرار دارد .
*******************************
هدف از ایجاد این وبلاگ:نوشتن خبرها و مطالب مرتبط با میاندوآب است
بعد از اون هم اگه خبر گیرم نیومد هر از گاهی یه چرت و پرت هایی می نویسم
*******************************
در ضمن:
اسم من:وحید
دانشجو که نمیشه گفت!!!
ولی مدیریت میخونم در
پیام نور میاندوآب.
بقیه اطلاعات درمورد من را
می توانید در پروفایلم ببینید
*******************************
امیدوارم از مطالب این وبلاگ استفاده کرده باشید
سلامت یاشیاسیز.
*******************************
وحید

G-mail : miyan2ab@gmail.com

weblog : miyandoab.blogfa.com


موضوعات وب
یاشاسین تراختور

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
 ****آمـــار وبلاگ**** *** وضع هوای شهریمیز= قوشا چای*** ***********************

اوقات شرعی
به افق: میاندوآب
تاریخ : 1390/01/01
اذان صبح : 06:01:31
طلوع آفتاب:07:28:20
اذان ظهر : 13:32:49
غروب خورشید : 19:37:58
اذان مغرب : 19:55:20
نیمه شب : 00:49:44

***خبرنامه***





Powered by WebGozar

*** لوگو ***

*********************** ***********************